متن سخنرانی دکتر عباس حرّی در قم
پنجشنبه مورخه ۲۰/۲/۱۳۸۶، انجمن علمی-دانشجویی کتابداری دانشگاه قم با همکاری مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی میزبان دکتر عباس حرّی بودند. متن سخنرانی دکتر حرّی به شرح زیر ذکر میگردد:
نظریه عمومی اطلاعات:
دکتر حرّی سخنرانی خود را تحت عنوان "نظریه عمومی اطلاعات" این چنین آغاز کردند:
یکی از بزرگان جامعهشناسی اطلاعات در اثر خود در سال ۱۹۹۱ اشاره میکند که فضاحت بزرگی است که در عصر جامعه اطلاعاتی زندگی کنیم و تعریف مورد قبولی از این پدیده نداشته باشیم. وی از این مهم به عنوان The big scandal یاد میکند. اما نداشتن تعریف به این معنا نیست که پدیدهای به نام اطلاعات وجود ندارد. این تعریف در تاریخ پدیدههای دیگری نیز از جمله انرژی و ... اتفاق افتاده است با این تفاوت که تعریف اطلاعات به یک سرانجامی دست یافته و حضورش انکار ناپذیر است. اطلاعات، در دورههای متفاوت به حوزههای خاصی نسبت داده شده است و اصطلاح رشته "اطلاعات مدار" به وفور یافت میشود. رشتههای اطلاعات مدار نشان میدهند که رشتههایی نیز وجود دارند که فارغ از اطلاعات هستند. اطلاعات زبان علم است و تجزیه ناپذیر که بن مایه همه چیز است حتی انرژی و ماده هم بن مایه خود را از اطلاعات میگیرند.
از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰، نظریات متعددی در این خصوص مطرح شده است که جدیدترین آنها "نظریه عمومی اطلاعات " است که میتواند در تمام عرصهها کاربرد داشته و در تمام عرصهها میتوان مصادیق آنرا پیدا کرد. اما چرا نظریه عمومی اطلاعات؟
در تمام متون، موقع بررسی، اطلاعات را با صفتهای متعددی همراه کردهاند که از آن جمله میتوان به اطلاعات ریاضی، اطلاعات معناشناختی، اطلاعات سایبرنتیکی و ... اشاره کرد. این صفات بیانگر گونههای مختلف اطلاعات هست. هر کس از منظر خویش برای اطلاعات ویژگیهایی را تعریف میکند. اطلاعات معناشناختی معتقد است که یک سوی این اطلاعات به انسان ختم میشود و انسان به آن معنا میبخشد ، اطلاعات سایبرنتیکی به رابطه ماشین با ماشین و رابطه انسان با ماشین و ماشین با انسان میپردازد. اطلاعات ریاضی و یا آماری که از نظریه شانون اخذ شده معتقد است که اطلاعات مجموعهای از سیگنالها و بیتها میباشد. و مجموعه بیت ها اطلاعات را تشکیل میدهند و در این مورد انسان حضور ندارد چونکه خود بیتها قابل شمارش هستند. حدود ۱۴ صفت به اطلاعات نسبت داده شده است که اطلاعات آموزشی یا Educational Information یکی از آنهاست. این موارد حاکی از نوعی سرگردانی در درک تعریف اطلاعات میباشد. بالاخره اطلاعات به کدامیک از این موارد اطلاق میشود؟
سخنران عنوان کردند که بهتر است با نگاه رویکردی به اطلاعات نگریسته شود و از تراشیدن صفت برای آن خودداری گردد. حال این سوال مطرح میگردد که آیا اطلاعات با حضور انسان تجلی مییابد؟ اگر جواب مثبت باشد باید گفت که اطلاعات خارج از انسان معنی پیدا نمیکند. در بحثهای فلسفی آنچه در بیرون وجود دارد از آن به عنوان محصول تلاش انسان یاد میکنند. آیا اطلاعات هم به عنوان یک واقعیت در بیرون بدون انسان وجود ندارد؟ در مواردی، همانند DNA به عنوان پدیده جهت تعیین هویت انسانی، اطلاعات وجود دارد بدون اینکه طرف مقابلش انسان باشد و یا بین ستارهها چیزی اتفاق میافتد که آنها تعادل خود را حفظ کنند بدون اینکه نقش انسانی در میان باشد. به عبارتی میتوان گفت که "نظم" شاهد دیگری برای "اطلاعات" هست و آنتروپی یا بینظمی یعنی نبود اطلاعات، بر این اساس، هر جا بینظمی باشد میزان اطلاعات کم هست پس نظم در جهان هستی نشان اطلاعات میباشد. اطلاعات در سراسر هستی و واقعیتها وجود دارد. پس چطور در این همه منابع صحبت از معنا دار بودن اطلاعات هست. اطلاعات، داده معنا بخشیده هست. سوال این هست که چه کسی معنا میبخشد؟ معنا، کلمه ذهنی انسان است اما محدود به انسان نیست اشیاء نیزآنچه را که مطابق ویژگیهای آنهاست اخذ و آنچه مطابق ویژگیهای آنها نیست، دفع میکنند. اینکه انسان باید حتما وجود داشته باشد تا اطلاعات معنی پیدا کند نظر دانشی هست و میتوان از آن دفاع کرد. اما نظریه عمومی اطلاعات از این منظر نگاه نمیکند. تفاوت میان داده، اطلاعات و دانش که مکرر در متون آمده نشان میدهد که اطلاعات زمانی که معنا دار شد از داده خارج و به اطلاعات تبدیل میشود و زمانی که این اطلاعات در بستر خودش قرار گرفت و در جای خودش بکار رفت تبدیل به دانش میشود.
نظریه عمومی و نظر شانون:
نظریه عمومی اطلاعات معتقد است که داده، اطلاعات، دانش سه حالت متفاوت از پدیده واحدی هستند. این موارد حالات متفاوتی هستند که در بیرون وجود دارند. در این خصوص نظریات متفاوتی وجود دارد که بسیاری از آنها پذیرفته شده هستند. اما چگونه باید به این نظریات متنوع عمل کرد. هر کدام از این نظریهها جوهرهشان بر نظریه عمومی اطلاعات استوار هست. شانون معتقد هست که من وارد معنا نمیشوم، من فقط بر اساس اطلاعات رد و بدل شده میتوانم بگویم که اطلاعات مبادله شده هست اما آیا این اطلاعات درک شده هست یا نه موضوع بحث من نیست. اشکال نظریه شانون در این هست که اطلاعات را با محمل اطلاعاتی یکی دانسته، بیتها نمادهای حامل اطلاعاتی هستند نه خود اطلاعات. اما درون مایه نظریه شانون که معتقد هست اطلاعات بدون اینکه انسان را محور قرار دهد مطالعه میشود در نظریه عمومی اطلاعات پذیرفته شده است.
نظریه معناشناختی و نظریه عمومی اطلاعات:
نظریه معنا شناختی اطلاعات معتقد است، اطلاعات در آستانه دریافت ذهن انسان معنا پیدا میکند که برداشت درستی هست، اما این در برگیرنده همه جنبههای اطلاعات نیست بلکه یکی از حالات اطلاعات هست. نظریه دانش با اطلاعات سر و کار دارد منتهی با اطلاعات سامان یافته.
نظریه عمومی اطلاعات و ارتباط آن با رشته کتابداری و اطلاعرسانی:
سؤال اساسی این هست که نظریه عمومی اطلاعات چه حسنی دارد؟ و چه کاربردی در رشته ما خواهد داشت؟ ما در فعالیتهای حرفهای خود با چه چیزی سر و کار داریم؟ ما با درون مایه نظریه عمومی اطلاعات سر و کار داریم. ما با اطلاعات سرو کار داریم که نظریه عمومی اطلاعات میگوید. شاید بتوان وجود آنرا با یک مثالی بهتر بیان کرد. در مجموعهسازی چرا ما منابع اطلاعاتی را تهیه میکنیم؟ چرا مطابق خط مشی عمل میکنیم؟ خط مشی گویای این هست که سیستمی به نام کتابخانه طراحی شده و تمام منابع اطلاعاتی باید خلاهای اطلاعاتی آنرا پر کنند. آنچه را که ما تهیه میکنیم دانش دیگران هست نه به عنوان دانش بلکه به عنوان رفع کننده خلاهای اطلاعاتی سیستم خود خریداری میکنیم. آیا میتوان ارتباطی بین این مفاهیم و نام رشته ارتباطی برقرار کرد؟
دکتر حرّی عنوان کردند که ما بر اساس جوهره کار با اطلاعشناسی و اطلاعرسانی سر و کار داریم. آنجا که شناخت معرفتها مطرح هست به اطلاعشناسی، و آنجا که ارائه اطلاعات مطرح هست به اطلاعرسانی نیاز داریم. چنانچه اسم این رشته اطلاعرسانی باشد حتماً اطلاعشناسی را هم در درون خود خواهد داشت. چرا که دو اصطلاح Library science و Librarianship دقیقا بر همین کارکردها دلالت دارند. اولی به مباحث نظری و دومی به رویکردهای عملی میپردازد. البته مفاهیمی مانند اطلاعرسانی و اطلاعشناسی به نوع جوامع نیز بستگی دارد چرا که درک جوامعی ممکن هست موردی را بالاتر بداند و مورد دیگری را پایینتر. علم اطلاعرسانی در دهه ۴۰ وارد ایران شد و برخی از متخصصان از همان زمان از واژه اطلاعرسانی استفاده میکردند. ایشان افزودند: به نظرم به خاطر پاس داشت گذشتگان نیز باشد بهتر هست از اطلاعرسانی استفاده کنیم.
در پایان جلسه پرسش و پاسخی برگزار گردید و دکتر حرّی به سوالهای مطرح شده پاسخ دادند.
آنچه در خصوص این همایش گفتنی است یکی از بهترین همایشهایی بود که برگزار گردید و نظم و آرامش خاصی نیز بر جلسه سخنرانی حاکم بود اما به دلیل مقارن بودن این همایش با ایام نمایشگاه کتاب و آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، برخی از کتابداران استان نتوانستند در این رخداد باشکوه شرکت کنند. در خاتمه یادآور میشوم که برگزاری چنین نشستهایی و دعوت از چنین اندیشمندان فرزانهای بیش از پیش نیاز است زیرا هم از دانش ذهنی و آموختههای پربار این عزیزان بینصیب نخواهیم ماند و نسل جوان کتابداران اعم از اساتید و دانشجویان، به حرفه و علماندوزی راغبتر خواهند شد و هم به بهانهای از مقام شامخ استاد، این گل باغ دانش و فضیلت تجلیل به عمل خواهد آمد.
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود این همه قول و غزل تعبیه در منقارش