تبليغاتX
University of Tehran, Department of Library and Information Science

گروه کتابداری و اطلاع رسانی

دانشگاه تهران

متن سخنرانی دکتر عباس حرّی در قم

پنج­شنبه مورخه ۲۰/۲/۱۳۸۶، انجمن علمی-دانشجویی کتابداری دانشگاه قم با همکاری مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی میزبان دکتر عباس حرّی بودند. متن سخنرانی دکتر حرّی به شرح زیر ذکر می­گردد:  

 

نظریه عمومی اطلاعات:

دکتر حرّی سخنرانی خود را تحت عنوان "نظریه عمومی اطلاعات" این چنین آغاز کردند:

یکی از بزرگان جامعه­شناسی اطلاعات در اثر خود در سال ۱۹۹۱ اشاره می­کند که فضاحت بزرگی است که در عصر جامعه اطلاعاتی زندگی کنیم و تعریف مورد قبولی از این پدیده نداشته باشیم. وی از این مهم به عنوان  The big scandal  یاد می­کند. اما نداشتن تعریف به این معنا نیست که پدیده­ای به نام اطلاعات وجود ندارد. این تعریف در تاریخ پدیده­های دیگری نیز از جمله انرژی و ... اتفاق افتاده است با این تفاوت که تعریف اطلاعات به یک سرانجامی دست یافته و حضورش انکار ناپذیر است. اطلاعات، در دوره­های متفاوت به حوزه­های خاصی نسبت داده شده است و اصطلاح  رشته "اطلاعات مدار" به وفور یافت می­شود. رشته­های اطلاعات مدار نشان میدهند که رشته­هایی نیز وجود دارند که فارغ از اطلاعات هستند. اطلاعات زبان علم است و تجزیه ناپذیر که بن مایه همه چیز است حتی انرژی و ماده هم بن مایه خود را از اطلاعات می­گیرند.

از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰، نظریات متعددی در این خصوص مطرح شده است که جدیدترین آنها "نظریه عمومی اطلاعات " است که میتواند در تمام عرصه­ها کاربرد داشته و در تمام عرصه­ها میتوان مصادیق آنرا پیدا کرد.  اما چرا نظریه عمومی اطلاعات؟

در تمام متون، موقع بررسی، اطلاعات را با صفت­های متعددی همراه کرده­اند که از آن جمله میتوان به اطلاعات ریاضی، اطلاعات معناشناختی، اطلاعات سایبرنتیکی و ... اشاره کرد. این صفات بیانگر گونه­های مختلف اطلاعات هست. هر کس از منظر خویش برای اطلاعات ویژگیهایی را تعریف می­کند. اطلاعات معناشناختی معتقد است که یک سوی این اطلاعات به انسان ختم می­شود و انسان به آن معنا می­بخشد ، اطلاعات سایبرنتیکی به رابطه ماشین با ماشین و رابطه انسان با ماشین و ماشین با انسان می­پردازد. اطلاعات ریاضی و یا آماری که از نظریه شانون اخذ شده معتقد است که اطلاعات مجموعه­ای از سیگنال­ها و بیت­ها میباشد. و مجموعه بیت ها اطلاعات را تشکیل میدهند و در این مورد انسان حضور ندارد چونکه خود بیت­ها قابل شمارش هستند. حدود ۱۴ صفت به اطلاعات نسبت داده شده است که اطلاعات آموزشی یا Educational Information  یکی از آنهاست. این موارد حاکی از نوعی سرگردانی در درک تعریف  اطلاعات می­باشد. بالاخره اطلاعات به کدامیک از این موارد اطلاق میشود؟

سخنران عنوان کردند که بهتر است با نگاه رویکردی  به اطلاعات نگریسته شود و از تراشیدن صفت برای آن خودداری گردد. حال این سوال مطرح میگردد که آیا اطلاعات با حضور انسان تجلی می­یابد؟ اگر جواب مثبت باشد باید گفت که اطلاعات خارج از انسان معنی پیدا نمی­کند. در بحث­های فلسفی آنچه در بیرون وجود دارد از آن به عنوان محصول تلاش انسان یاد می­کنند. آیا اطلاعات هم به عنوان یک واقعیت در بیرون بدون انسان وجود ندارد؟  در مواردی، همانند DNA به عنوان پدیده جهت تعیین هویت انسانی، اطلاعات وجود دارد بدون اینکه طرف مقابلش انسان باشد و یا بین ستاره­ها چیزی اتفاق می­افتد که آنها تعادل خود را حفظ کنند بدون اینکه نقش انسانی در میان باشد. به عبارتی میتوان گفت که "نظم" شاهد دیگری برای "اطلاعات" هست و آنتروپی یا بی­نظمی یعنی نبود اطلاعات، بر این اساس، هر جا بی­نظمی باشد میزان اطلاعات کم هست پس نظم در جهان هستی نشان اطلاعات می­باشد. اطلاعات در سراسر هستی و واقعیت­ها وجود دارد. پس چطور در این همه منابع صحبت از معنا دار بودن اطلاعات هست. اطلاعات، داده معنا بخشیده هست. سوال این هست که چه کسی معنا می­بخشد؟ معنا، کلمه ذهنی انسان است اما محدود به انسان نیست اشیاء نیزآنچه را که مطابق ویژگیهای آنهاست اخذ و آنچه مطابق ویژگیهای آنها نیست، دفع می­کنند. اینکه انسان باید حتما وجود داشته باشد تا اطلاعات معنی پیدا کند نظر دانشی هست و میتوان از آن دفاع کرد. اما نظریه عمومی اطلاعات از این منظر نگاه نمی­کند. تفاوت میان داده، اطلاعات و دانش که مکرر در متون آمده نشان میدهد که اطلاعات زمانی که معنا دار شد از داده خارج و به اطلاعات تبدیل می­شود  و زمانی که این اطلاعات در بستر خودش قرار گرفت و در جای خودش بکار رفت تبدیل به دانش می­شود.

 

نظریه عمومی و نظر شانون:

نظریه عمومی اطلاعات معتقد است که داده، اطلاعات، دانش سه حالت متفاوت از پدیده واحدی هستند. این موارد حالات متفاوتی هستند که در بیرون وجود دارند. در این خصوص نظریات متفاوتی وجود دارد که بسیاری  از آنها پذیرفته شده هستند. اما چگونه باید به این نظریات متنوع عمل کرد. هر کدام از این نظریه­ها جوهره­شان بر نظریه عمومی اطلاعات استوار هست. شانون معتقد هست که من وارد معنا نمی­شوم،  من فقط بر اساس اطلاعات رد و بدل شده میتوانم بگویم که اطلاعات مبادله شده هست اما آیا این اطلاعات درک شده هست یا نه موضوع بحث من نیست. اشکال نظریه شانون در این هست که اطلاعات را با محمل اطلاعاتی یکی دانسته، بیت­ها نمادهای حامل­ اطلاعاتی هستند نه خود اطلاعات. اما درون مایه نظریه شانون که معتقد هست اطلاعات بدون اینکه انسان را محور قرار دهد مطالعه می­شود در نظریه عمومی اطلاعات پذیرفته شده است.

 

نظریه معناشناختی و نظریه عمومی اطلاعات:

نظریه معنا شناختی اطلاعات معتقد است، اطلاعات در آستانه دریافت ذهن انسان معنا پیدا می­کند که برداشت درستی هست،  اما این در برگیرنده همه جنبه­های اطلاعات نیست بلکه یکی از حالات اطلاعات هست. نظریه دانش با اطلاعات سر و کار دارد منتهی با اطلاعات سامان یافته.

 

نظریه عمومی اطلاعات و ارتباط آن با رشته کتابداری و اطلاع­رسانی:

سؤال اساسی این هست که نظریه عمومی اطلاعات چه حسنی دارد؟ و چه کاربردی در رشته ما خواهد داشت؟ ما در فعالیت­های حرفه­ای خود با چه چیزی سر و کار داریم؟ ما با درون مایه نظریه عمومی اطلاعات سر و کار داریم. ما با اطلاعات سرو کار داریم که نظریه عمومی اطلاعات می­گوید. شاید بتوان وجود آن­را با یک مثالی بهتر بیان کرد. در مجموعه­سازی چرا ما منابع اطلاعاتی را تهیه می­کنیم؟ چرا مطابق خط­ مشی عمل می­کنیم؟ خط مشی گویای این هست که سیستمی به نام کتابخانه طراحی شده و تمام منابع اطلاعاتی باید خلاهای اطلاعاتی آن­را پر کنند. آنچه را که ما تهیه می­کنیم دانش دیگران هست نه به عنوان دانش بلکه به عنوان رفع کننده خلاهای اطلاعاتی سیستم خود خریداری می­کنیم. آیا می­توان ارتباطی بین این مفاهیم و نام رشته ارتباطی برقرار کرد؟

دکتر حرّی عنوان کردند که ما بر اساس جوهره کار با اطلاع­شناسی و اطلاع­رسانی  سر و کار داریم. آنجا که شناخت معرفت­ها مطرح هست به اطلاع­شناسی،  و آنجا که ارائه اطلاعات مطرح هست به اطلاع­رسانی نیاز داریم. چنانچه اسم این رشته اطلاع­رسانی باشد حتماً  اطلاع­شناسی را هم در درون خود خواهد داشت. چرا که دو اصطلاح Library science  و Librarianship  دقیقا بر همین کارکردها دلالت دارند. اولی به مباحث نظری و دومی به رویکردهای عملی می­پردازد. البته مفاهیمی مانند اطلاع­رسانی و اطلاع­شناسی به نوع جوامع نیز بستگی دارد چرا که درک جوامعی ممکن هست موردی را بالاتر بداند و مورد دیگری را پایین­تر. علم اطلاع­رسانی در دهه ۴۰ وارد ایران شد و برخی از متخصصان از همان زمان از واژه اطلاع­رسانی استفاده می­کردند. ایشان افزودند: به نظرم به خاطر پاس داشت گذشتگان نیز باشد بهتر هست از اطلاع­رسانی استفاده کنیم.

در پایان جلسه پرسش و پاسخی برگزار گردید و دکتر حرّی به سوال­های مطرح شده پاسخ دادند.

آنچه در خصوص این همایش گفتنی است یکی از بهترین همایش­هایی بود که برگزار گردید و نظم و آرامش خاصی نیز بر جلسه سخنرانی حاکم بود اما به دلیل مقارن بودن این همایش با ایام نمایشگاه کتاب و آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، برخی از کتابداران استان نتوانستند در این رخداد باشکوه شرکت کنند. در خاتمه یادآور می­شوم که برگزاری چنین نشست­هایی و دعوت از چنین اندیشمندان فرزانه­ای بیش از پیش نیاز است زیرا هم از دانش ذهنی و آموخته­های پربار این عزیزان بی­نصیب نخواهیم ماند و نسل جوان کتابداران اعم از اساتید و دانشجویان، به حرفه و علم­اندوزی راغب­تر خواهند شد و هم به بهانه­ای از مقام شامخ استاد، این گل باغ دانش و فضیلت تجلیل به عمل خواهد آمد.

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود         این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 3:10  توسط گروه علوم کتابداری و اطلاع رسانی  | 

Iran and Information Society
The first Iranian scientific and professional conference in preparation for the second phase of
WSIS

Dr. Abbas Horri,

Professor of Tehran University and Founding Member of Iranian Society for Research into Information Society

Some remarks on better participation in the second phase of WSIS

What I want to refer in this occasion is an expression of the wishes I had during the first phase of WSIS. To me, participation at such a summit has three main objectives: first, to see the actions and achievements of the other countries; second, to understand how they have achieved this and, third, to find a way that leads us to higher stages.

The first objective is achieved through observation, discussion, and study. The pack of brochures and pamphlets that we brought from Geneva can be helpful for this objective. When we were asked to write down our own personal report of the event, I was reminded of Karl R. Popper’s remark on “what would you like us to see?” We need to define and assign the tasks of each person before the seminar, and ask him or her to write down his or her own professional report. In this way we can produce a detailed account of the whole event, a report that would be more influential.

The second target also can be achieved through a close study of the reports and documents. The other countries have represented their achievements fully in the reports they have published. The third objective is the most important one. I agree that we failed to represent ourselves fully during the Summit, and we could have been more active. Historically, this is rooted in our modest and humble personality and culture. We have lots to say and have achieved high degrees of development, but we tend to understate our great accomplishments.

On the way to achieve information society, we need to rebuild some infrastructures. The educational system is one of the institutions that demand a second thought. As far as our educational system is based upon one text, and the examinations and evaluations are conducted according to a set of fixed texts, we cannot think about a network in the system; actually there is no need to a network. When all the information is contained within the covers of a single book, and the student knows that to answer the teacher and pass the exams, only memorizing the contents of the book is required, no need to search for further information emerges. Now, despite all these structural limitations we have accomplished a great task that needs to be documented and represented. Therefore, in order to achieve the third objective, we need to think and plan for different fields of operation. In Geneva these fields included exhibitions, panels, sessions, and the use of print and non-print media for the transmission of information. Even the costume and make up of the representative people serve as a media.

Based on our experience in Geneva, I think we need to manage the future exhibitions in real time format; that is, no question should be postponed to a later time. Also, we need a group of people fluent in international languages to host the exhibitions. Our panel at Geneva was faced with little attendants; so was the situation with some other countries, but we had and have a faith in our work, and we must plan and organize the affairs before.

One of the issues that we can introduce in the upcoming summit is a report of TAKFA (National Initiative for Development and Application of ICT). A student of mine has prepared a report on TAKFA for presentation at an international conference to be held in Argentina. Also, we have been busy in the field of virtual education, both at the level of university education and primary and secondary education. As Dr. Motamed-Nejad always insists, we need to document these efforts and prepare them for an international exhibition. These reports should not necessarily be exhaustive; sometimes a small brochure can communicate the facts perfectly.  After the Geneva summit, a group of young and volunteer activists invited us to a meeting, presenting a report of their activities during the summit. They were complaining about their lack of knowledge about the event, and the fact that they were not educated and prepared for it. They were right. We cannot communicate and we need to plan for it, we need to educate and prepare our youth for active participation in the future international events.

 

Reference

http://iranwsis.org/Default.asp?C=IRNW&R=&I=63

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 22:3  توسط گروه علوم کتابداری و اطلاع رسانی  | 

در سالهاى ۵۸ تا ۶۴ هزار و ۱۱۶ همايش برگزار شده است!

ناكامى همايش ها در بهبود اوضاع

سعيد پورزند

 

نه از طريق سازمان مديريت و برنامه ريزى و نه از طريق سازمان برنامه و بودجه موفق نشديم آمارى از تعداد همايش هاى برگزارشده توسط دستگاههاى دولتى و ميزان هزينه هاى صرف شده به دست آوريم.

حتى بنا به اعلام سازمان بازرسى كل كشور، آمارى در اين زمينه موجود نيست. البته نبايد شگفت زده شد چراكه دستگاههاى دولتى زيرعنوان فعاليتهاى فرهنگى اقدام به برگزارى همايش هاى مختلف مى كنند و به طبع هزينه هاى صرف شده براى برپايى چنين همايش هايى نيز از محل اعتبارات كنارگذاشته شده فرهنگى تأمين مى شود.
وقتى چنين سوژه اى دستمايه يك گزارش مى شود و منابعى هم در اين ارتباط در دسترس نيست، تهيه گزارش بامشكلات خاص خود همراه مى شود. حتى مركز آمار ايران هم در اين خصوص فاقداطلاعات است و تلخ تر آنكه نوع برخورد روابط عمومى اين مركز با گزارش «ايران» دور از آداب حرفه اى و اجتماعى است.

به هرحال نتيجه تحقيقات نشان مى دهد آمار موجود در ارتباط با همايش هاى برگزارشده به حدفاصل سالهاى ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۴ بازمى گردد. آمارى كه توسط دكتر عباس حرى استاد دانشگاه و عضو كميته آسيا ـ اقيانوسيه ايفلا (فدراسيون بين المللى كتابخانه ها و مراكز اطلاع رسانى) تهيه و در كتابى به رشته تحرير درآمده است. براين اساس و در حدفاصل سالهاى ۵۸ تا ،۶۴ هزار و ۱۱۶ سمينار با مشاركت ۳۵۲ ارگان برگزاركننده در تهران و شهرستانها برگزارشد. مجموع مقالات ارائه شده در اين همايش ها، چهارهزار و ۸۱۸ مورد و ۴۳مقاله براى هر همايش بود. ضمن اينكه هزار و ۴۰۰ عنوان انتشارات و ۱۸۲ قطعنامه در مجموع ارائه شد.

در واقع از ميان تعداد همايش هاى عنوان شده ۱۸۲ همايش داراى قطعنامه بوده و مدركى قابل تأمل و پيگيرى خطاب به مسؤولان داشتند كه با توجه به هفت سال برگزارى، هرسال ۲۶ قطعنامه و هرماه به طور متوسط ۲ قطعنامه از دل همايش ها استخراج شده است. حال با درنظرگرفتن اينكه هر قطعنامه به طور ميانگين ۱۰ بند داشته، ماهانه ۲۱ درخواست، رهنمود يا توصيه خطاب به مسؤولان عنوان شده است. نكته ديگر قابل توجه در ارتباط با اين آمار، زمان صرف شده براى تهيه مقالات با درنظرگرفتن حداقل صرف زمان ۲۰ ساعت براى هر مقاله است كه باتوجه به تعداد چهارهزار و ۸۱۸ مورد، به ميزان ۹۶۰هزار و ۳۶۰ ساعت وقت مفيد صرف شده و اگر اين ساعات بر مبناى ساعات كارى (۸ساعت) برحسب حدود ۳۰۰ روزكارى محاسبه شود، براى نوشتن اين مقالات چهل سال وقت مفيد صرف شده است.
حال اين موضوع مطرح مى شود كه اصولاً برگزارى همايش ها تا چه حد ضرورى است و اينكه بازدهى لازم را باتوجه به هزينه هاى بالاى برگزارى، ميزان صرف وقت شركت كنندگان، سخنرانان و دست اندركاران برگزارى، دارد يا خير؟

دكتر حرى با ارائه تعريفى از همايش ها، بحث را بازمى كند: از نظر تبادل علمى، همايش يكى از نخستين مجرا هايى است كه باعث تبادل اطلاعات تازه ميان صاحبان انديشه و تخصص مى شود. آنچه مسلم است حركت انديشه نو، ابتدا در ذهن صاحب انديشه متولد مى شود بعد آن را با چند همكار در ميان مى گذارد و سپس در مقياس وسيع تر اين انديشه در همايش ها مطرح مى شود. سرانجام نيز پس از نقد و ارزيابى به صورت مقاله مجله علمى درمى آيد و زمانى هم كه اين انديشه پاگرفت و جا افتاد، در كتابها و دايرةالمعارف مى آيد. سير انديشه سنتى سبب شده، همايش و سمينار از مجراهاى انديشه نو مطرح شود و هر سمينار شروع طرح يك انديشه است و تداوم، پروراندن و صيقل انديشه به صورت مستمر در همايش ها دنبال مى شود. درنهايت هم يك سلسله نتايج به دست مى آيد كه جامعه از آن برخوردار مى شود. وى اصول و مبادى اين كار فراموش شده و شكل و ساختار ظاهرى آن باقى مانده است.

بى شك تبادل اطلاعات و آگاهى از يافته هاى نوين پژوهشگران در زمينه مسائل علمى از جمله اهدافى است كه بايد در همايشها مورد توجه قرار گيرد و مخاطبان را نسبت به صرف وقتشان در اين همايش و ميزان بهره ورى از اطلاعات و يافته هاى ارائه شده راضى كند. موضوعى كه گاه فراموش مى شود و چه بسا حاصلى هم دربر ندارد.

دكتر حرى در اين خصوص مى گويد: همه سمينارها در واقع جايى نيستند كه انديشه نو مطرح شود و چه بسا فرد پيش از اين در مقاله اى موضوعى را عنوان كرده و در سمينار هم آن را عرضه مى كند و يا اينكه برخلاف انتظار معمول، سمينار به جاى آنكه آغاز كار باشد، پايان كار است. حرفى، سخنى، مقاله اى و بعد هم پايان سمينار و اينكه چه دستاوردى دارد، هيچ مشخص نيست. اين همايشها هزينه هايى دربر دارد كه نسبت به ساير رسانه ها گرانتر است، چرا كه بايد هزينه هاى پذيرايى، كارى و وقت و زمانى كه ارزش طلا دارد و از نويسندگان مقالات صرف مى شود و يا مخاطبانى كه وقت گرانبها مى گذارند را محاسبه كرد. واقعاً اين هزينه كردن از نظر اقتصادى توجيهى ندارد و كمتر همايشى را مى يابيد كه به تغيير سياست يا اخذ تصميم اجرايى و ايجاد جريانى منتهى شده باشد و بخواهيم مدعى شويم متأثر از همايش بوده است.

وى مى افزايد: با ورود فناورى جديد و مشخص ترين آن اينترنت، نظرم راجع به همايشها تفاوت پيدا كرده است. وقتى مى توان بدون صرف وقت در همايش، صرف وقت و هزينه كمتر از طريق اينترنت به مبادله انديشه پرداخت، چرا بايد در همايش شركت كرد؟ اين را هم بايد درنظر داشت همه مقالاتى كه در يك همايش عرضه مى شود، الزاماً باب ميل شركت كنندگان نيست و شايد تنها يكى دو مقاله باب ميلشان باشد. خود مقاله نيز مدتى بعد چاپ مى شود و قابل  استفاده است. چنين تفكرى فرد را به اين نتيجه مى رساند كه شركت در همايش ارزش صرف وقت را ندارد، به ويژه آنكه يك هفته بعد از سمينار مى تواند در اينترنت مقالات همايش بين  المللى را ببيند.

دكتر حميد ديهيم استاد اقتصاد در دانشگاه در اين باره مى گويد: نتيجه به دست آمده در همايشها متفاوت است. ممكن است برخى كارايى خيلى بالايى داشته باشند، ولى در بعضى ديگر با وجود آنكه خيلى هم هزينه شده، آن اثر لازم به دست نيامده است. با اين حال و به طور كلى همايشها در مملكت اثر دارند و بايد خوب و بد را تفكيك كرد و بدانيم كه نتايجى به بار مى آورند. به عنوان مثال، هر سال در تبريز راجع به صادرات غير نفتى، همايشى برگزار مى شود و در پايان بيانيه اى مى دهند كه در خيلى موارد دولت آن را اجرا كرده است. در واقع از طريق اين همايش، توصيه هاى لازم به دولت رسيده و نتايج همايش مورد استفاده وزارت بازرگانى قرار گرفته است.

وى مى افزايد: ما نبايد به خاطر چند همايش ضعيف، از برگزارى همايشها منصرف شويم، چرا كه در جريان اين همايشها، تحقيقات انجام شده ارائه مى شود و افراد ضمن آشنايى با يكديگر، از هم الهام مى گيرند، به هم ايده مى دهند و ارتباطات علمى لازم را برقرار مى كنند. عقيده دارم در مجموع نتيجه برگزارى همايشها در مقايسه با هزينه اين همايشها قابل توجيه است. البته بعضى همايشها نيز تشريفاتى هستند، اما نبايد به خاطر چند اشتباه از كار دست كشيد، بايد سعى كنيم موارد اشتباه اصلاح شود.

براساس يك برآورد، كمترين هزينه يك همايش دو روزه حدود ۱۵ ميليون تومان و در گامى فراتر به طور تقريبى ۲۰ تا ۳۰ ميليون تومان هزينه دربر دارد. با توجه به اين موضوع و نكات برشمرده، اين پرسش مطرح مى شود كه آيا استفاده از مقالات چاپ شده بهتر نيست؟
دكتر حرى در اين خصوص عنوان مى كند: زمانى كه در كتابخانه ملى بودم، «ايفلا» سمينارهاى ادوارى برگزار مى كرد و تعداد ايرانيان شركت كننده در اين همايشها كمتر از چهار، پنج نفر بود، به همين خاطر تصميم گرفتم براى محروم نماندن سايرين كه امكان شركت در اين همايشها را نداشتند، گزيده مقالات «ايفلا» را (از سال ۱۹۹۴) چاپ كنم، چرا كه هزينه ثبت نام در همايش ايفلا بسيار گران (هر نفر ۴۸۰ دلار) است و اين پولى است كه از مملكت خارج مى شود.

وى ادامه مى دهد: بسيارى از كشورهاى خارجى به ويژه اروپايى و آمريكايى از محل ثبت نام افراد در همايش، هم هزينه همايش ها را تأمين مى كنند و هم اندوخته اى براى خود ايجاد مى كنند؛ از آن جمله همايش هاى ايفلا و كتابدارى رايانه اى در انگليس. در واقع تأمين كننده هزينه همايش ها شركت كنندگان هستند و بار آن بر دوش مركز يا نهادى نيست. اكثر برگزاركنندگان هم ترجيح مى دهند و اصرارشان بر اين است كه افرادى از همه كشورها در همايش شركت كنند و مقالات مورد پسندشان نيز از كشور فرد شركت كننده براى انتقال اطلاعات است. بهتر بگويم آن ها سود چندمنظوره مى برند، هم اطلاعات دريافت مى كنند، هم پول ثبت نام مى گيرند و ...حال آنكه ما اين نوع نگرش را در همايش هاى خود نداريم و پرداخت هزينه بالا براى شركت كنندگان در همايش در فرهنگ ما جايى ندارد. مثلاً اگر از كسى بخواهند ۵۰ هزار تومان بدهد اصلاً قيد حضور در همايش را مى زند. در حالى كه اين كار را ما در انگليس انجام مى دهيم. دليل آن هم چاپ دير يا زود مقالات و يانوعى بى اعتمادى به «خودى» مى تواند باشد.

دكتر ديهيم نيز با اشاره به اينكه برخى از همايش ها حكم آموزش ضمن خدمت را دارند، مى گويد: در تحقيقات صورت گرفته، اين نوع آموزش ضمن خدمت، بهره ورى بالايى داشته است. البته نمى توان انكار كرد كه برخى براى مسافرت و برخوردارى از هزينه ناهار، شام و هتل راهى همايش ها مى شوند.مثلاً به برخى از همايش ها كه رفتم در زمان برگزارى همايش تعداد حاضرين كم بود اما هنگام صرف ناهار، جايى براى نشستن پيدا نمى شد! حتى چهره برخى ها را يك بار هم در طول همايش نديده بودم. در اينجا لازم مى دانم باز هم تأكيد كنم افرادى كه تحت عنوان مسافرت و يا كسب منفعت از پول هاى تقسيم بندى شده به همايش ها مى روند معدود است و بايد اشتباهات را برطرف كرد. اين را هم بايد در نظر داشت كه خيلى از همايش ها بدون پول برگزار مى شود.

اكنون بايد ديد راهكارها چيست و چگونه مى توان بازدهى لازم همايش ها را تضمين كرد؟ دكتر حرى در پاسخ به اين پرسش مى گويد: معتقدم به جاى برگزارى همايش بايد از دو مجراى شناخته شده اينترنت و چاپ گزيده مقالات، استفاده كرد چرا كه سر جمع هزينه ها خيلى كمتر مى شود.جداى از اين، طى اين چند دهه براى ما تجربه شده كه همايش ها از سود علمى، آموزشى و درآمد اقتصادى برخوردار نيست و همانطور كه پيشتر پيشنهاد داده بودم، جايى بايد وجود داشته باشد تا ضرورت ها و اولويت هاى سمينارها را مشخص كند. ضمن اينكه بعضى همايش ها ارزش محتوايى ندارد. اگر هم قرار است جايى همايشى برگزار كند بايد از سويى بر آن صحه گذاشته شود و اعلام كند منتظر دستاوردهاى همايش هستيم. در واقع جايى بايد بر اثر بخش بودن همايش ها صحه بگذارد. ما زمانى بايد سراغ همايش برويم كه هيچ مجراى ديگرى جوابگو نباشد و راهى مناسب تر نباشد در غير اين صورت نبايد اصرارى در برگزارى باشد.

دكتر عباس حرى پس از تحقيقاتش درباره همايش هايى كه طى سال هاى ۵۸ تا ۶۴ برگزار شده بود، پيشنهاد ايجاد مركز هماهنگى سمينارها جهت فراهم آوردن تحصيلات، ارائه رهنمود و پيگيرى هر چه بهتر و مؤثرتر سمينارها از جانب مركزى كه مشروعيت علمى داشته باشد را ارائه كرده بود. ارج نهادن به توليد مطلوب اطلاعات، تأسيس بانك اطلاعاتى خاص گردهمايى ها، ايجاد واحدهاى برنامه ريزى و پيگيرى در مركز ياد شده از ديگر پيشنهادات وى بود كه به نظر مى رسد از سوى دستگاه هاى دولتى و مسؤولان مورد استقبال واقع نشده است.
دكتر ديهيم هم در بيان راه حلى پيرامون نتيجه بخش شدن همايش ها اظهار مى دارد: بايد در انتخاب مدعوين، دقت شود كه علمى باشند و برگزارى همايش را به دست افرادى بسپارند كه قصدشان اجراى اهداف همايش است. ضمن اينكه انتخاب دبيران همايش نيز درست صورت بگيرد.

 

سعيد پورزند (۱۳۸۳). ناكامى همايش ها در بهبود اوضاع. ایران، سال دهم - شماره ۲۹۲۲،  شنبه ۴ مهر ۱۳۸۳.  http://www.iran-newspaper.com/1383/830704/html/report.htm    گزارش

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 21:49  توسط گروه علوم کتابداری و اطلاع رسانی  |